محفل ارامش

پرسش و پاسخ مهدوی بخش دوم   ضرورت وجودامام زمان وموردقبول نبودن انکارامام زمان(آیاانکارامام زمان عقلانی است؟) ((باتوجه به آیه۷سوره رعدکه گفته میشود: وکسانی که کفرورزیدندمیگویند:چراازطرف پروردگارش نشانه ای(آشکاروبه دلخواه ما)بر او نازل نشده است؟ (ای پیامبر)توفقط بیم دهنده ای وبرای هرقومی راهنمایی است.)) باآنکه دیگرپیامبری مبعوث نمیشود،اماخداوندحجت خودرابرهمه مردم تمام میکندوهرگز زمین ازحجت خداخالی […]

پرسش و پاسخ مهدوی بخش دوم

 

ضرورت وجودامام زمان وموردقبول نبودن انکارامام زمان(آیاانکارامام زمان عقلانی است؟)

((باتوجه به آیه۷سوره رعدکه گفته میشود:

وکسانی که کفرورزیدندمیگویند:چراازطرف پروردگارش نشانه ای(آشکاروبه دلخواه ما)بر او نازل نشده است؟

(ای پیامبر)توفقط بیم دهنده ای وبرای هرقومی راهنمایی است.))

باآنکه دیگرپیامبری مبعوث نمیشود،اماخداوندحجت خودرابرهمه مردم تمام میکندوهرگز زمین ازحجت خداخالی نمیماند.

طبق این آیه،درعصرحاضرنیز مابایدامام یاهادی زنده داشته باشیم.

امام صادق فرمود:منذر،رسول خداوهادی،امیرالمومنین وائمه بعداز وی هستند
این یعنی درهرزمانی امامی هدایتگروروشنگرخواهدبود.

به همان دلایلی که به پیامبرنیازداریم،به امام هم نیازداریم وما پیش ازاین درکتاب نبوت،دراین زمینه دلائلی

رابیان کرده ایم که اینک آنهارا مرورمیکنیم:

۱.آیامیتوان قبول کردکه هدف ازآفرینش انسان،رشدوکمال وقرارگرفتن درمسیرخداباشد،ولی دراین میان،هادی وراهنمادرکارنباشد؟

 

 

۲.آیامیتوان قبول کردکه انسان،عاشق رسیدن به مقام والای انسانی باشد،ولی درخارج چنین الگویی وجودنداشته باشد؟!
مگرنه این است که برای هرنیازواحساس درونی،یک واقعیت خارجی وبیرونی وجودداردکه آن احساس را اشباع میکند؟
اگرما در درون،احساس تشنگی میکنیم ونیازبه آب داریم،برای رفع آن نیاز،آبی درخارج ازبدن وجوددارد.
حال چگونه قبول کنیم که علاقه به کمال ورسیدن به قله سعادت درانسان وجود دارد،اماچیزی که پاسخگوی

این نیازباشد،درخارج از ذهن پیدانمیشود؟

 

۳.چگونه میتوان پذیرفت که میزبانی ازمردم دعوت کند،ولی نشانی منزلش راندهدیاراهنمایی نفرستد؟!
به خصوص درمواردی که بدون راهنما،راه یابی ممکن نباشدودرمسیر،مواردی وجود داشته باشد که ممکن باشد

مهمان را به بیراهه وانحراف ازمنزل میزبان بکشاند.
دراینجابر میزبان لازم است تاراهنمایی بانام ونشانی روشن برای مهمان بفرستدتاهم راه رابه او نشان دهدوهم

بابرخوردباموارد انحرافی،او را به مقصدبرساند

 

۴.چگونه قبول کنیم که انسان در راه های ساده ومحسوس زندگی،نیازبه راهنمادارد،امادر پیمودن راه های سعادت و

معنویت ورسیدن به رشدواقعی،که پیچیده ترهستندوعلم انسان درباره آنهاکم تر و وسوسه های شیطانی

درآن بیشتراست،نیازبه راهنمانداشته باشد؟

 

۵.مگرنه آنکه حیواناتی که زندگی دسته جمعی دارند،همچون زنبورعسل،برای خودملکه ای را به طورغریزی میپذیرند؟
درتاریخ سیاست هاوجنگ هاکدام موفقیتی راسراغ داریدکه نقش رهبروفرمانده درآن نادیده گرفته شده باشد؟
جامعه بدون امام یعنی هرج ومرج؛وکدام عقل ووجدان،آن را میپذیرد؟

 

 

علاوه برمواردفوق،که میان نیازبه پیامبروامام،مشترک است،درخصوص نیازبه امام،دلایل دیگری نیزوجوددارد:

 

برای پیاده شدن دستورات الهی وحفظ احکام،قدرت وحکومت لازم است وقدرت وحکومت به امام ورهبری لایق نیازدارد.

خصوصا درصورتی که دسترسی به پیامبرامکان نداشته باشدوخاتمیت حضرت محمد(ص)راپذیرفته باشیم.

مگرمیشودکه خدابرای مردم پیامبری بفرستدوآن پیامبر،باخون دل،احکام وقوانینی بیاوردوبعدهمه را رها کرده،ازدنیابرود؟

آیااین کارحکیمانه است؟

آیارهاکردن امت باآن حرص ودلسوزی که ازپیامبرسراغ داریم،سازگاراست؟

کسانی که میگویندپیامبر،مکتب وامتی رابنیان گذاری کردورفت؛حکمت خداوسوزپیامبررا چگونه توجیه میکنند؟

کدام مقام مسئول،اینگونه بی تفاوت مردم را رهامیکندکه پیامبرچنین کند؟

اساسادین ومکتب،یاهماهنگ باخواسته های درونی وحوادث خارجی وبه اصطلاح رشدآور ورشد دهنده وبه

روزاست یافقط قوانینی مقطعی وخشک است که بامرور زمان به دست فراموشی سپرده میشودوبه اصطلاح،ایستاست.

 

اگردرکنارمکتب،امامی باشرایط ویژه باشد،مکتب ازنوع اول خواهدبود،وگرنه ازنوع دوم خواهدشد وبه همین دلیل امام رضا میفرماید:

((امامت ورهبری حق،زمام دین ومایه نظام بخشیدن به مسلمانان وصلاح امور دنیوی وعزت مومنین است…امامت،اساس اسلام رشدیافته است))

یعنی چیزی که بتواندهمه احتیاجات فردی واجتماعی ومادی ومعنوی انسان هاراتامین کند؛تنهاامامت است.

امام رضاباتعبیر(الاسلام النامی)به ما می فهماندکه اسلام بدون امام،نموورشدی نداردودرمعرض کهنگی وزوال است.

جامعه انسانی هرآن درمعرض حوادثی است که اگرحکم ودستورخداازطریق وحی یارهبری حق به انسان ها نرسد،مردم

آرامش خودرا ازدست میدهندوهرکدام راهی را می پیمایندوهرج ومرج به وجودمی آید.

لذا در کنار مکتب، وجود امام و رهبر ضروری است. 

همانگونه که شنادراستخر،نیازبه مربی وناجی دارد،گذراز دریانیز نیازبه کشتی وناخدادارد؛چنان که امام فرمود:

 

((دنیا،دریای عمیق وپرتلاطم است))که به کشتی وکشتی بان نیازدارد.

باکدام منطق وحکمت سازگاراست که خداوند،شناوران ناتوان ونا آشنارا در دریای پرخطر به حال خود رها کند؟

وهمانگونه که خداونددرکشورتن فرمانروایی به نام عقل قرارداده تا به وسیله آن،چشم وگوش وتمام اعضاازانحراف

وخطاحفظ شوند،لازم است برای جامعه نیزامام وفرمانروایی قراردهدتامردم دچارتحیّ

روانحراف وهرج ومرج نشوندوبه مقصدبرسند.

 

 

منبع مطالب:کتاب پرتوی ازآیه های مهدوی
مولف:محسن قرائتی
به کوشش:حسن ملائی
ناشر:انتشارات بنیادفرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
نوبت چاپ:اول/زمستان۱۳۹۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *