ویژگی های امام جانشین پبامبر که ضامن تداوم حیات دین و نیز پاسخگوی نیازهای بشر است، به تناسب جایگاه والای پیشوایی و رهبری، ویژگی های دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از: ۱٫تقوا و پرهیزگاری و برخورداری از ملکه عصمت به گونه ای که کوچکترین گناهی از او سر نمی زند. ۲٫علم و دانش […]

ویژگی های امام

جانشین پبامبر که ضامن تداوم حیات دین و نیز پاسخگوی نیازهای بشر است،

به تناسب جایگاه والای پیشوایی و رهبری، ویژگی های دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:

۱٫تقوا و پرهیزگاری و برخورداری از ملکه عصمت به گونه ای که کوچکترین گناهی از او سر نمی زند.

۲٫علم و دانش که از پیامبر سرچشمه گرفته و متصل به علم الهی است؛

بنابراین پاسخگوی همه نیازها در همه زمینه های مادی ومعنوی، دینی و دنیایی است.

۳٫آراستگی به فضائل و سجایای اخلاقی در بالاترین درجات؛

۴٫توان ادارهجامعه بشری و مدیریت صحیح آن بر اساس آموزه های دینی.

با توجه به صفات یاد شده برای امام، بدیهی است که انتخاب چنین فردی از توان و دانش مردم، بیرون است

و تنها خداوند است که به سبب علم بی نهایت خود می تواند پیشوایان و جانشینان پیامبر را برگزیند.
بنابراین از مهم ترین ویژگی های امام، منصوب بودن او از سوی خداست.

 

با تو جه به اهمیت این ویژگی ها، به اختصار درباره هر یک توضیح می دهیم:

۱٫علم

امام که سمت پیشوایی و رهبری مردم را بر عهده دارد، لازم است دین را در تمام زوایای خود بشناسد

و به قوانین آن آگاهی کامل داشته باشد. نیز با دانستن تفسیر آیات قرآن

و احاطه کامل به سنت پیامبر به تبیین معارف دین پرداخته، به همه سوالات مردم

در موضوعات مختلف پاسخ می دهد و آن ها را به بهترین شیوه، راهنمایی کند.
بدیهی است که چنین مرجع علمی ای می تواند مورد اعتماد تکیه گاه توده ها قرار بگیرد.

چنین پشتوانه علمی ای تنها به واسطه اتصال به علم الهی می تواند وجود داشته باشد؛

به همین دلیل، شیعه معتقد است علم امامان و جانشینان واقعی پیامبر برگرفته از علم بی کران خدایی است.

 

 

امیرالمومنین علی (ع) درباره علامت های امام بر حق می فرماید:

«امام، آگاه ترین فرد است به حلال و حرام خدا، و احکام گوناگون، و اوامر و نواهی او و هر چه مردم نیازمند آن هستند.»

(بحارالانوار، ج۲۵،ح۳۲،ص۱۶۵)

 

 

۲٫عصمت

 

یکی از صفات مهم امام و شرایط اساسی امامت، «عصمت» است و آن،

ملکه ای است که از علم به حقایق و اراده ی قوی به وجود می آِد.
امام به سبب برخورداری از این دو، از ارتکاب هرگناه و خطایی خودداری می کند.

امام، هم در شناخت و تبیین معارف دینی و هم در عمل به آن ها

و هم در تشخیص مصالح و مفاسد جامعه اسلامی، معصوم از لغزش است.
برای عصمت امام، دلائل عقلی و نقلی (از قرآن و روایات) وجود دارد.

 

مهم ترین دلیل های عقلی عبارتند از:

الف:حفظ دین و راه و رسم دینداری، در گرو عصمت امام است،

چون امام مسئولیت حفظ دین از تحریف و هدایت دینی مردم را بر عهده دارد و نه تنها سخن او،

که رفتار او، و تایید و عدم تاییدش نست به عمل دیگران، در رفتار جامعه تاثیر می گذارد؛

پس باید در فهم دین و عمل به آن از هر لغزشی محفوظ باشد تا پیروان خود را به گونه صحیح، هدایت کند.

 

 

ب: یکی از دلایل نیاز به جامعه به امام، این است که مردم در شناخت دین و اجرای آن، مصون از خطا نیستند.

حال اگر پیشوای مردم نیز چنین باشد، چگونه می تواند مورد اعتماد کامل آن ها قرار گیرد؟

به بیان دیگر، اگر امام معصوم نباشد، مردم در پیروی از او و انجام همه دستوراتش، دچار تردید خواهند شد.
آیاتی از قرآن نیز بر لزوم عصمت امام دلالت دارد که یکی از آن ها آیه ۱۲۴ سوره بقره است.

در این آیه شریف آمده است که پس از مقام نبوت، خداوند مقام والای امامت را نیز به حضرت ابراهیم (ع)‌ عطا فرمود.

آن گاه حضرت ابراهیم ازخداوند درخواست کرد که مقام امامت را در نسل او نیز قرار دهد.

خداوند فرمود:

‌»وَ إِذِ ابْتَلی‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ.»

(سوره بقره آیه ۲۴)

هنگامی که خداوند، ابراهیم(ع) را با وسایل گوناگونی آزمود [و او به خوبی از عهده آزمون برآمد]؛

خداوند به او فرمود: من تو را امام مردم قرار دادم. ابراهیم(ع) گفت: از فرزندان من نیز [امامانی قرار بده].

خداوند فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد.

 

 

حال با توجه به اینکه قرآن کریم، شرک به خدا را ظلم بزرگ دانسته و نیز هر گونه

تجاوز از دستورات الهی (گناه) را ظلم بر نفس شمرده است، هر کس در برهه ای از زندگی خود، مرتکب گناهی شده،

مصداق ظالم است و شایسته مقام امامت نخواهد بود.

به بیان دیگر، بدون شک حضرت ابراهیم «امامت» رابرای آن دسته از ذریه خود که در تمام عمر گناه کار بوده

و یا در آغاز، نیکوکار بوده و سپس بدکار شده اند، درخواست نکرده است.

 

 

 

 

 

بنابراین دو دسته باقی می ماند:

۱٫آنان که در آغاز، گناه کار بوده اند و سپس توبه کرده و نیکوکار شده اند.

۲٫آن ها که هیچ گاه مرتکب گناهی نشده اند.

خداوند در کلام خود، دسته اول را استثناء کرده است. نتیجه اینکه مقام «امامت» تنها به دسته دوم اختصاص دارد.

۳٫ مدیریت اجتماعی

از آن جا که انسان، موجودی اجتماعی است و اجتماع بر روح و روان و رفتار او تاثیر فراوانی دارد،

لازم است برای تربیت صحیح و رشد او به سوی قرب الهی، زمینه های اجتماعی مناسب پدید آید

و این در سایه تشکیل یک حکومت الهی، ممکن خواهد بود.
بنابراین امام و پیشوای مردم باید توان اداره امور جامعه را دارا باشد و با استفاده از

تعالیم قرآن و سنت نبوی و بهره گیری از عناصر کارآمد، حکوکت اسلامی را پی ریزی کند.

 

۴٫آراستگی به کمالات اخلاقی

امام که پیشوا و راهبر جامعه است باید از همه بدی ها و رذائل اخلاقی دور باشد و

در مقابل، همه کمالات اخلاقی را در عالی ترین حد آن دارا باشد؛ زیرا او به عنوان انسان کاما بهترین الگو برای پیروان خود به شمار می رود.

 

امام رضا فرمود:

« برای امام نشانه هایی است: او داناترین…، پرهیزکارترین، بردبارترین،شجاع ترین، سخاوتمند ترین و عابدترین مردم است.»

(تفسیر المیزان، توضیحات آیه ۱۲۴ سوره بقره.)

 

به علاوه او در مقام جانشینی پیامبر، در پی تعلیم و تربیت انسان هاست.

بنابراین خود باید پیش از همگان و بیشتر از مردمان، به اخلاق الهی آراسته باشد.

 

امیرالمومنین می فرماید:

« کسی که به امر خدا خود را امام مردم قرار داده است، بر اوست که پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خود همت گمارد،

و باید دیگران را به وسیله رفتار خود تربیت کند پیش از آنکه با گفتار تربیت کند.»

 

۵٫ نصب از سوی خدا

از دیدگاه شیعه، تعیین امام و جانشین پیامبر تنها به دستور خدا و انتخاب او انجام می گیرد و پیامبر، امام پس از خود را معرفی می کند.
بنابراین هیچ فرد یا گروهی حق دخالت در این امر را ندارند.

 

ضرورت نصب امام از سوی خداوند دلیل هایی دارد؛ از جمله:

 

الف: به فرموده قرآن، حاکم مطلق بر همه چیز خداوند است و همه باید تنها از او اطاعت کنند.

بدیهی است این حاکمیت می تواند از سوی خداوند به هر کسی که شایستگی دارد، داده شود.

بنابراین، همان گونه که پیامبر به وسیله خدا انتخاب می شود، امام نیز به تعیین الهی، بر مردم ولایت اعتفق۵ث۲۳۲پص ض می یابد.

ب: پیش از این برای امام، ویژگی هایی را از قبیل عصمت، علم و … بیان کردیم.

روشن است که یافتن و شناختن کسی که دارای این صفات _ آن هم در عالی ترین درجه_ باشد

تنها به وسیله خداوند دانای به آشکار و نهان، امکان پذیر است.

 

همان گونه که خداوند در قرآن کریم به ابراهیم می فرماید:

« من تو را پیشوای مردم قرار دادم. » ( سوره بقره آیه ۱۲۴)

بنی عامر بن صعصعه خدمت رسول خدا رسیدند.

حضرت آنان را به سوی خدا دعوت کرد. در این هنگام یک نفر از آن گروه به نام بحیره بن فراس گفت:

« اگر با تو بر اسلام بیعت کردیم و خداوند تو را بر مخالفینت غلبه داد، آیا ما در خلافت بعد از تو سهمی داریم؟»

پیامبر فرمود: « امر خلافت به دست خداست و هر جا بخواهد، قرار می دهد.»

در این هنگام بحیره گف: « آیا ما جان خود را برای دفاع از تو بدهیم؛‌

ولی وقتی خداوند تو را بر دشمنان غلبه داد، خلافت به غیر ما برسد؟ ما احتیاجی به اسلام تو نداریم.»

 

(سیره ابن هشام،ج۲، ص ۱۳۲
تاریخ طبری،ج۲، ص ۸۴
سیره ابن کثیر،ج۲، ص ۱۵۸)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *