بهار میشود وقتی بیاید

نامه ی چهارم: نامه به ابوالعباس، احمد بن حسن بن ابی صلاح الخجندی از خجندی نقل شده است که در جستجوی حضرت بقیه الله تلاش زیادی کرد و شهر به شهر به دنبال آن حضرت گشت. تا اینکه خسته شد و نامه ای خدمت حضرت نوشت و توسط حسین بن روح نوبختی خدمت امام فرستاد […]

نامه ی چهارم:

نامه به ابوالعباس، احمد بن حسن بن ابی صلاح الخجندی
از خجندی نقل شده است که در جستجوی حضرت بقیه الله تلاش زیادی کرد و شهر به شهر به دنبال آن حضرت گشت.
تا اینکه خسته شد و نامه ای خدمت حضرت نوشت و توسط حسین بن روح نوبختی خدمت امام فرستاد و

از امام گله کرد؛ زیرا شب و روز به دنبال ایشان می گشت و قلبش ابریز از محبت ایشان بود.
اما امام خود را به او نمی نمایاند. از امام خواست تا جوابی به او بدهد که دلش را آرام کند و وظیفه او را در کاری که شروع کرده بود، روشن نماید.
جواب نامه اش به این صورت صادر شد:

 

در نامه ی چهارم امام زمان می خوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

کسی که به جستجوی من اقدام کند، به دنبال من آمده است.
کسی که به دنبال من باشد، دشمنان را به سوی من راهنمایی می کند. کسی که آنها را به سوی من

راهنمایی کند، جان من را به خطر انداخته است و به خطر انداختن من مانند شرک است.

(در واقع امام خواسته است به خجندی که علاقه فراوانی به ایشان داشته است، بفهماند که عدم دیدار ما نه به خاطر بی لیاقتی تو و یا کم توجهی ما است. بلکه به جهت آن است که در شرایط فعلی این ملاقات صلاح نیست.)

 

 

منبع :
الغیبه للطوسی، ج۴، ص ۳۲۳
بحارالانوار،ج۵۳،ص۱۹۶، باب۳۱«ماخرج من توقیعاته».
منتخب الأنوار المضیده،ص۱۲۷،الفصل التاسع فی ذکر توقیعاته
نامه ها و فرمایشات امام زمان در عصر غیبت، محمد تقی اکبر نژاد،انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ دوم ١٣٩٠، ص۲۸ و ۲۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *