خدایا انصاف نیست

دلنوشته مهدوی (خدایا انصاف نیست!)   خدایا! من قبول میکنم که گنه کارم، من قبول میکنم که به وظیفه ام عمل نکردم، من قبول دارم که کم کاری کردم، ولی خدایا مگر زمان پیامبر گنه کار نبود؟! مگر همه اهل عمل بودن و به وظیفشونم عمل میکردن؟! اون زمان همه میتونستن امام و مولای خودشون […]

دلنوشته مهدوی (خدایا انصاف نیست!)

 

خدایا!

من قبول میکنم که گنه کارم،
من قبول میکنم که به وظیفه ام عمل نکردم،
من قبول دارم که کم کاری کردم،

ولی خدایا
مگر زمان پیامبر گنه کار نبود؟!

مگر همه اهل عمل بودن و به وظیفشونم عمل میکردن؟!

اون زمان همه میتونستن امام و مولای خودشون رو ببین
اعم از گنه کار و متقی – مسلمان و غیر مسلمان.
همه میتونستن راحت با امام خود ارتباط برقرار کنن
و مشکلاتشون رو ازش بپرسن.
همه میتونستن با امامشان درد دل کنن و….
پس چرا ما آقامون رو نمی بینیم خدایا؟!
یعنی ما از بدان اون زمان هم بدتریم؟!

خدایا؟
اینکه اونا امام و پیامبرشان رو دیده اند ولی ما ندیده ایم یکسانه؟!

خدایا شاید کسانی در جواب بگن:
اگر امام خود را نشان دهد دشمنان اورا میکشند.
ولی خدایا در خواب که می تونیم- نمیتونم خدا؟!

اصلا خدایا!
چطور دلت میاد که در زمان پیامبر گنه کاران امام و پیامبر رو می دیدند
ولی الان ما …..؟!

مولاجان! آقا جان!
تو مولا و امام مایی!
آقا جان، هرچند که ما گنه کاریم، رو سیاهیم، تنبلی کردیم، ….
ولی آقاجان حق داریم مولای خود را ببینیم.

آقا جان!
تو را به قرآن به گناه ما نگاه نکن مولاجان!
تو را به پهلوی شکسته زهرا به گناه ما نگاه نکن مولاجان!
بخدا ما هم دل داریم
ما هم انتظار داریم اماممان را ببینیم
ماهم بنده ی خداییم
ما هم شیعه ی شماییم
ما هم به کمک شما نیاز داریم مولاجان!

شاید یه بار چششمون به جمال زیبایتان بیفتد ،
ما هم دست از گناه بکشیم و آدم بشیم !
شاید یکبار نفس قدسیتان به ما بخورد ما هم خوب بشیم!
آقا اگر خود را به ما نشان ندهی
از شما به مادرت زهرا شکایت میکنم به خدا شکایت میکنم.

دوستان شما رو به خدا قسم ،
بیایید دل مهدی رو نشکنیم،
بیایید یاری گر مولایمان باشیم و ….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *