خطبه ۸ نهج البلاغه

راهنمای مطالعه

تحلیل خطبه ۸ نهج البلاغه نشان می‌دهد ادعای «بیعت با دست نه با دل» پایهٔ تاریخی ندارد و امام علی‌(ع) دلیل این رفتار زبیر را توضیح می‌دهد.

 

خطبه ۸ نهج البلاغه

يَزْعُمُ أَنَّهُ قَدْ بَايَعَ بِيَدِهِ وَ لَمْ يُبَايِعْ بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَقَرَّ بِالْبَيْعَةِ وَ ادَّعَى الْوَلِيجَةَ فَلْيَأْتِ عَلَيْهَا بِأَمْرٍ يُعْرَفُ وَ إِلَّا فَلْيَدْخُلْ فِيمَا خَرَجَ مِنْه‏.

 

پيمان شكنى زبير:

زبير، مى پندارد با دست بيعت كرد نه با دل، پس به بيعت با من اقرار كرده ولى مدّعى انكار بيعت با قلب است. بر او لازم است بر اين ادّعا دليل روشنى بياورد، يا به بيعت گذشته باز گردد.

تحلیل خطبه ۸ نهج البلاغه

خطبه ۸ نهج البلاغه یکی از مهم‌ترین خطبه‌های سیاسی و تاریخی امیرالمؤمنین علی (ع) است که در سال ۳۶ هجری و در فضای پس از بیعت عمومی مردم ایراد شد. این خطبه در پاسخ به بهانه‌سازی زبیر درباره شکستن بیعت با امام علی (ع) صادر شد؛ جایی که زبیر برای توجیه پیمان‌شکنی‌اش ادعا کرد: «با دست بیعت کردم، نه با دل». امام (ع) این سخن را رد می‌کند و اصل مهمی را برای همیشه در تاریخ فقه، حقوق و اخلاق سیاسی تثبیت می‌نماید.

زمینه تاریخی خطبه ۸ نهج البلاغه

پس از قتل خلیفه سوم، مردم با اصرار و رغبت به سوی امام علی (ع) آمدند و با حضرت بیعت کردند. در میان بیعت‌کنندگان، طلحه و زبیر نیز از اولین افرادی بودند که با اختیار کامل با امام (ع) بیعت نمودند. با این حال، پس از گذشت مدتی کوتاه، آن دو برای گرفتن اجازه «عمره» نزد امام آمدند. امام (ع) فرمود: «شما قصد عمره ندارید.» هر دو سوگند یاد کردند که هدفشان تنها عمره است و حتی بیعت خود را تجدید کردند.

اما همین که از مدینه خارج شدند، آشکار شد که تحت تحریکات معاویه و به انگیزه جاه‌طلبی قصد برهم‌زدن آرامش جامعه اسلامی را دارند؛ همان‌گونه که امام (ع) پیش‌تر به یارانش فرموده بود که آنان را به‌زودی در میان فتنه‌ای خونین خواهید دید.

بهانه زبیر: ادعای بیعت با دست نه با دل

وقتی اعتراض‌ها به زبیر شدت گرفت، او برای توجیه رفتار خود گفت:

«من تنها با دست بیعت کردم، نه با دل.»

این سخن به‌ظاهر ساده، در واقع تلاشی برای برهم زدن اعتبار بیعت و گریز از مسئولیت بود. پاسخ قاطع امام در خطبه ۸ نهج البلاغه دقیقاً به همین بهانه گفت:

«يَزْعُمُ أَنَّهُ قَدْ بَايَعَ بِيَدِهِ وَ لَمْ يُبَايِعْ بِقَلْبِهِ…» او گمان می‌کند با دست بیعت کرده ولی با دل نه؛ پس نخست اقرار* کرده و سپس ادعای امر پنهانی می‌کند. اگر دلیلی روشن بر این ادعا بیاورد پذیرفته است، وگرنه باید به همان بیعتی که از آن خارج شده بازگردد.

آیا زبیر در بیعت با امام علی (ع) ظاهرسازی کرده بود؟

در بررسی تاریخی ماجرای طلحه و زبیر، روشن است که بیعت آنان نه از روی اکراه بود و نه با ظاهرسازی قابل توجیه است. ابن ابی‌الحدید داستانی مهم را نقل می‌کند که عمق مسئله را آشکار می‌سازد:

در همان روز بیعت، امام علی (ع) به زبیر فرمود: «ای زبیر، بیم آن دارم که با من حیله‌گری کنی و بیعت را بشکنی.» زبیر گفت: «چنین فکری نکن. هرگز از من خیانت و پیمان‌شکنی نخواهی دید.» امام فرمود: «پس خداوند از جانب من ناظر و کفیل تو باشد؟» زبیر گفت: «آری، خداوند ناظر و کفیل من باشد.»

اما همین زبیر، با وجود این عهد غلیظ و سوگند محکم، بیعت را شکست و در تاریخ در کنار طلحه به‌عنوان پیشتازان پیمان‌شکنان ثبت شد. این روایت، ادعای «بیعت بدون دل» را از اساس بی‌اعتبار می‌سازد.

 

تحلیل فقهی و حقوقی: انکار پس از اقرار پذیرفته نیست

این بخش از خطبه ۸ نهج البلاغه حاوی یک اصل قطعی حقوقی است:

۱. اقرار معتبر است؛ ادعا باید دلیل داشته باشد

فقها اقرار را «اعتراف به حقی که بر عهده انسان قرار دارد» تعریف می‌کنند. اقرار:

حجت است، آثار حقوقی بر آن مترتب است، و بدون دلیل معتبر قابل انکار نیست.

برای صحت اقرار شرایطی چون:

بلوغ عقل اختیار (نه اکراه)، و هوشیاری

لازم است. همه این شرایط هنگام بیعت زبیر وجود داشت.

۲. زبیر پس از اقرار، ادعای باطلی را مطرح کرد

او:

بالغ و عاقل بود، هیچ اکراهی بر او نبود، بیعت را با اختیار کامل انجام داد، و حتی بیعت خود را با قسم به خدا تثبیت کرد.

پس ادعای بعدی او مبنی بر «عدم همراهی قلب» از نظر حقوقی قابل پذیرش نیست.

۳. اثبات ادعای پنهانی نیازمند دلیل است

اگر کسی ادعا کند که باطنش با ظاهرش هماهنگ نبوده، باید بیّنه بیاورد، دلیل معتبر ارائه کند، و ثابت نماید که در لحظه بیعت شرایط صحت موجود نبوده است.

اما زبیر هیچ دلیلی نداشت.

۴. بیعت، همانند قراردادهای حقوقی امروز، با بهانه سست قابل فسخ نیست

اگر چنین ادعایی پذیرفته شود، هر پیمانی در جامعه از اعتبار می‌افتد: ازدواج، خرید و فروش، وقف، عهد، حکومت، و … همگی با یک جمله «دل همراه نبود» از بین می‌روند. امام علی (ع) در خطبه ۸ نهج البلاغه این راه خطرناک را بست.

جمع‌بندی

خطبه ۸ نهج البلاغه تنها پاسخی به زبیر نبود. این خطبه:

اصل اعتبار بیعت را تثبیت می‌کند، ملاک حقوقی اقرار و ادعا را روشن می‌سازد، نشان می‌دهد که اسلام در حکومت‌داری مبتنی بر قانون عمل می‌کند، و توجیهات سیاسی، عاطفی یا روانی نمی‌تواند پیمان‌های الهی را باطل کند.

گویی امام (ع) می‌پرسد: آیا معاویه که زبیر را با وعده‌های پوچ فریب داد، می‌تواند دلیل چند شخصیتی شدن او باشد؟ بدیهی است که نه؛ زیرا زبیر کاملاً آگاه، بالغ و مختار بود.

خطبه ۸ نهج البلاغه تصویری روشن از عدالت علوی است؛ عدالتی که هیچ‌کس حتی اصحاب مشهور، در برابر آن مصونیت ویژه ندارد.

واتساپ
تلگرام
توییتر
پرینت
ایمیل

دیدگاهتان را بنویسید

71 − 62 =