متن کامل حکمت ۹ نهج البلاغه همراه با ترجمه دقیق، شرح کامل، تحلیل اجتماعی–سیاسی و نکات تفسیری. جمله نورانی امام علی(ع) درباره اقبال و ادبار دنیا با منابع معتبر.
حکمت ۹ نهج البلاغه
إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ، أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ، وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ، سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِه.
اقبال و ادبار دنیا از نگاه امیرالمؤمنین(ع)
«وقتی دنیا بهسوی کسی رو کند، خوبیهای دیگران را به او واگذار میکند، و هنگامی که از او روی برگرداند، خوبیهای خودش را هم از او میگیرد.»
شرح کامل حکمت ۹ نهج البلاغه
اقبال و ادبار دنیا؛ یک حقیقت همیشگی اجتماعی و سیاسی
امیرالمؤمنین(ع) در این سخن نورانی، حقیقتی مهم درباره رفتار جامعه با افراد را بیان میکنند:
وقتی دنیا روی میآورد، یعنی قدرت، ثروت، شهرت یا موقعیت فراهم میشود، مردم محاسن و فضیلتهایی را که حتی متعلق به دیگران است به آن فرد نسبت میدهند.
اما وقتی دنیا پشت میکند قدرت میرود، موقعیت از بین میرود و مردم حتی خوبیهای واقعی او را هم انکار میکنند.
مقصود امام علی(ع) این است که هرگاه دنیا با مال، مقام و امکانات ظاهری بهسوی گروهی روی آورد، مردم نیز به آنها توجه میکنند و بهخاطر وابستگی خود به دنیا، با انواع روشها به آنان نزدیک میشوند. در نتیجه این افراد در نگاه مردم بزرگ، صالح و شایسته جلوه میکنند، حتی اگر در حقیقت چنین نباشند.
نمونههایی از نادرستی قضاوت مردم هنگام اقبال دنیا:
در چنین شرایطی مردم:
فرد نادان را «دانشمند» میخوانند،
اسرافکار را «سخاوتمند» معرفی میکنند،
بیباک و بیپروای بیخرد را «دلیر» میدانند،
و انسان پررو و بیحیا را «خوشخلق و باظرفیت» جلوه میدهند.
این همان است که امام(ع) از آن به «اعاره محاسن غیره» تعبیر میکنند؛
یعنی خوبیهایی که واقعاً متعلق به دیگران است، به این افراد نسبت داده میشود.
گاهی حتی اقبال دنیا زمینهساز کسب کمالات میشود
امام(ع) به احتمال دیگری نیز اشاره دارد:
گاهی روی آوردن دنیا به افراد، آنها را از جهت روانی و اجتماعی آمادگی میدهد که کمالات و صفات نیکی به دست آورند، هرچند پیش از این، هیچ شایستگی یا سابقهای نداشتند.
این کمالات در حقیقت همان صفات نیک افراد برجسته پیش از آنان بوده است.
یا ممکن است مقصود از «محاسن» نکات ظاهری باشد.
تعبیر امام(ع) احتمال دیگری هم دارد. شاید «محاسن» اشاره به زیباییها و امکانات دنیوی باشد؛ مانند:
مرکب سوارى،
لباس فاخر،
شکوه ظاهری،
حسن سیاست یا تدبیر امور،
که همگی وامگرفته و ناپایدار هستند، چون دنیا پایدار نیست.
اثر ادبار دنیا: انکار فضایل و وارونهنمایی حقیقت
همانگونه که اقبال دنیا موجب بزرگنمایی فرد میشود، ادبار دنیا نیز موجب کوچکنمایی اوست.
وقتی دنیا از کسی روی برگرداند، مردم او را بد و بیارزش میبینند، حتی اگر واقعاً صاحب فضیلتی باشد.
نمونههایی از وارونگی قضاوت مردم هنگام ادبار دنیا:
انسان پارسا را ریاکار معرفی میکنند،
خوشخلق را سبکسر و بیحیا مینامند،
شجاع و دلیر را بیباک، احمق یا دیوانه جلوه میدهند.
در حقیقت، این دنیاست که خوبیها را از نگاه مردم نسبت به او میزداید.
خطر بزرگ: گاهی انسانِ دارای فضیلت، خود فضیلت را ترک میکند!
امام(ع) هشدار میدهد:
ادبار دنیا گاهی آنقدر فشار روانی و اجتماعی میآورد که فردِ صاحب فضیلت از فضیلت خسته میشود و بهتدریج آن را رها میکند.
در نتیجه ممکن است:
فضایل اخلاقی و معنوی خود را کنار بگذارد،
به صفاتی برخلاف آنها آراسته شود،
و سرانجام تمام فضائل از او رخت بربندد.
این همان چیزی است که امام علی(ع) آن را «سلبتْه محاسن نفسه» مینامد.
شواهد تاریخی
ابن ابیالحدید مینویسد:
اشعار زیبا را تا زمانی که شاعرشان ناشناخته بود، به او نسبت نمیدادند.
همین شعرها را به افراد مشهور میبستند تا «قهرمانسازی» کرده باشند.
بسیاری از کتابهای علمی را از نویسنده واقعی گرفته و به افراد مشهور نسبت دادهاند.
نمونهٔ روشن: جعفر برمکی
هارونالرشید زمانی که نسبت به جعفر نظر مثبت داشت:
او را فصیحتر از «قسّ بن ساعده»، سیاستمدارتر از «عمر بن خطاب»، زیباتر از «مصعب بن زبیر» و پاکدامنتر از «یوسف(ع)» معرفی میکرد در حالی که واقعاً چنین نبود. اما وقتی برمکیان مغضوب شدند، همان صفات موجود او نیز انکار شد.
چرا چنین میشود؟
۱. متملقان و چاپلوسان
برای نزدیک شدن به صاحبان قدرت، فضیلتهایی میسازند که وجود ندارد.
۲. حسودان و عقدهداران
وقتی فرد سقوط میکند، بهانه پیدا میکنند تا حتی فضایل واقعی او را هم منکر شوند.
۳. میل طبیعی برخی مردم به «قهرمانسازی»
جامعه گاهی نیاز دارد قهرمان بیافریند، حتی اگر محاسن واقعی او کم باشد.
۴. روحیه «ضعیفکُشی» برخی افراد
وقتی کسی ضعیف شد، هر نسبتی به او میدهند و هر خوبیای را از او میگیرند.
نگاه جامعه سالم مؤمن
در یک جامعه متعادل:
- ارزش انسان وابسته به مال، شهرت یا قدرت نیست.
- اقبال و ادبار دنیا، قضاوت آنها را تغییر نمیدهد.
- حق را میگویند، حتی اگر محبوب یا قدرتمند نباشد.
- این همان چیزی است که امام علی(ع) به ما میآموزد.
منابع و مستندات حکمت ۹
مستند روایی:
این حدیث در منابع متعددی قبل و بعد از نهج البلاغه آمده است، از جمله:
تحف العقول (قبل از تألیف نهج البلاغه)
غررالحکم
دستور معالم الحکم
نقل مسعودی در داستان «ضرار بن ضمره»
جمعبندی
حکمت ۹ نهج البلاغه به ما یاد میدهد که:
- دنیا ثابت و پایدار نیست.
- مردم در برابر قدرت و ضعف ما، رفتارهای یکسانی ندارند.
- نباید فریب ستایشهای زمانی که در اوج هستیم را بخوریم.
- و نباید هنگام تنهایی و سختی، از دست دادن برخی حمایتها ما را مأیوس کند.
- معیار واقعی ارزش انسان، تقوا، اخلاق و حقیقت است، نه موقعیتهای زودگذر دنیوی.





